آن رخداد تلخ که می تواند بر سردر فیفا بعنوان سمبل مظلومیت و عشق به فوتبال حکاکی شود کدام است؟

به گزارش فرتاک ورزشی،

استان ایلام یکی از 5 استانی است که در جنگ تحمیلی مورد تجاوز و اشغال دشمنان این مرز و بوم قرار گرفت ، ولی آنچه این سرزمین مقدس را از دست دشمنان بازپس گرفت، چیزی جز همت و غیرت مردم و عشایر کرد، لر ، لک و...و البته تلاش بی شائبه نیروهای نظامی نبوده است. عشایر و مردم با اصالت استان ایلام، نه تنها در زمان جنگ و آن اوضاع فلاکت بار ویرانی ها و بمباران ها، خاک آبا و اجدادی خویش را ترک نکرده و تا پای جان در مقابل دشمن جنایتکار ایستادند، بلکه پناهگاه مردم جنگ زده و بی دفاع استانهای همجوار نیز بوده اند و در زمان جنگ، ایلام استانی مهاجر پذیر نیز محسوب می شده است .

رشادت های عشایر ایلات: «خزل»، «ارکوازی» ، «بولی» و سایر عشایر در دفاع از ارتفاعات میمک و بازپس گیری این منطقه استراتژیک از اهریمنان، مهر تاییدی بر عرایض این حقیر است. تمامی  مردم قدرشناس ایران ، شهید احمد کشوری، پرنده آهنین بال آسمان ها که در این ارتفاعات جان شیرین خویش را تقدیم نمود، بخوبی می شناسند. بی شک اگر شهید کشوری ها نبودند، آرامش امروز برای ما وجودی خارجی نداشت و از سرزمین ایلام، جز مرور خاطراتش چیزی باقی نمی ماند. اما این مردان بزرگ و سربازان وطن، ارزشمندترین داشته خویش یعنی جانشان را در کف دست نهادند و رفتند و رفتند تا آسمانی شدند .

در این بین شهر «چوار» نامی آشنا برای همه ماست . شهری با وسعت و جمعیت محدود که در آن زمان، بسیار کوچکتر از الان بود و مردم این شهر مثل تمام ایرانیان شجاعانه جنگیدند و 186 شهید را بعنوان هدیه ای گرانبها برای آیندگان به یادگار گزاردند . شهری که اگر از جمعیت تقریبا 7000 نفری اش در سال 65 ، تعداد زنان، کودکان، سالمندان و افراد ناتوان را کم کنیم، بدون در نظر گرفتن آمار جانبازان و مجروحین، از 2000 نفر سکنه ای که طی 8 سال دفاع مقدس در جنگ حضور داشته اند، تعداد 186 شهید، واقعا آمار قابل توجهی است.

اما آنچه می خواهم بگویم، هر چند که برای آن مردم عزیز ذره ای ناچیز از عشقبازی با خدای خویش است، اما ابعاد آن برای ما فراتر از این حرفهاست، زیرا مظلومیت این سرزمین مقدس را بیان میکند .

23 بهمن ماه سال 65 روزی بود که چند فروند هواپیمای جنگی سیاه رنگ دشمن از پشت کوه های سر به فلک کشیده نزدیک «چوار»، چهره جدیدی از جنایت جهانخواران علیه مردم بی دفاع و مظلوم ایران را به نمایش گذاشتند .

464077_621

 

جوانان این منطقه که بدون توجه به دشمن زبون در حال برگزاری مسابقه فوتبال بودند، در حالی که نیمه اول مسابقه را در آرامش کامل به پایان برده و حدودا 10 دقیقه از نیمه دوم را نیز سپری کرده و همگی منتظر نواختن ضربه کرنر بودند، ناگهان در طی چند دقیقه یکی از بزرگترین فجایع خونبار تاریخ را به نظاره نشستند و بجای ارسال توپ فوتبال از نقطه کرنر، یکباره جنگنده های دشمن بمب های خود را که هر کدام به اندازه یک بشکه 200 لیتری بود، کاملا ناجوانمردانه و البته از آسمان، مثل باران تگرگ بر سر جوانان و تماشاگران بی دفاعی ریختند که تنها سلاحشان یک توپ فوتبال و میدان مبارزه شان زمین خاکی فوتبال بود .

نه سلاح و مهماتی در دست داشتند و نه در میدان جنگ حضور داشتند . بلکه در حال بازی فوتبال با یک توپ فوتبال در زمین خاکی و ناهموار «چوار »بودند .

بله حادثه ای دردناک رقم خورد و در کمتر از چند دقیقه، جوانان کشور در خاک و خون خویش غلطیدند و مادران و همسران آنان بجای اینکه بعد از تمرین لباس ورزشی شان را بشویند، تن به خون خفته و جسم بی جان آنان را غسل داده و با عزیزانشان وداعی همیشگی داشتند . اتفاقی  که اگر بی نظیر نباشد در کم نظیر بودن آن شکی نیست و سایر نظایر آن را در همین جنگ 8 ساله و شیمیایی نمودن رزمندگان و مردم بی دفاع، زنده به گور کردن هموطنان، موشک باران شهرها، گلوله مستقیم تانک ها به بیمارستان صحرایی و شهید نمودن بیماران به کرات شنیده و خوانده ایم.

آری مادران، خواهران و همسرانی که منتظر بودند عزیزانشان بعد از مسابقه برای صرف شام به منزل بیایند، این خواست و انتظارشان تبدیل به تهیه خیرات و پخت غذای فاتحه خوانی برای میهمانان و عزاداران آن فاجعه شد .

کودکان و فرزندانی که منتظر بودند پدرانشان بعد از آن مسابقه فوتبال شادی و نشاط را به منزل بیاورند، تا سالهای سال در غم از دست دادن عزیزانشان در آن حمله وحشیانه و غیر انسانی، آنقدر داغدار و داغدیده باقی ماندند تا عاقبت نفرین های آنان و آه و اشک مظلوم دامان ستمکاران را گرفت و تمامی آنان را نیست و نابود کرد ، ولی در مقابل نام و یاد پدران و برادرانشان برای همیشه جاودانه شد و نام شهید زینت بخش وجود مبارک آنان و شهادت آنان در نزد خدای متعال مایه سعادت آنان شد .

در این حادثه هولناک و مغایر با حقوق بشر، 9 فوتبالیست به نامهای: علی عباسی، صید محمد زارعی، یونس تلوکی، مجتبی ناصری، حسین هزاوه، عبدالرزاق مهدیه، محمد کمالوند، جهانگیر کاوه، علی نجات کرمی و همچنین حمیدرضا رضایتی، داور این مسابقه به همراه تماشاگرانی همچون: مراد آذرخش، خلیل مظفری، محمد جواد مظفری، سجاد مظفری، امجدحیدری، عاشقانه دعوت حق را لبیک گفته و به واسطه حمله ددمنشانه دژخیمان و در نبری کاملا یک طرفه، با نوشیدن شربت شهادت، به فیض رفیع شهادت و سعادتی ابدی نائل گشته و ده ها جانباز که ماحصل این حمله وحشیانه دشمنان لعنتی بوده اند، تمامی این لحظات دردناک و غمبار را، با تلخی و حسرت در عمق ذهن و جان خویش هنوز به خاطر دارند .

 

69934_897

حال آنچه مطرح می باشد، این است که چرا فیفا که ادعای حقوق بشر و حمایت از بیماران را یدک می کشد و برای یک کودک سرطانی این چنین تدارکات باشکوهی را در نظر گرفته و بازی های خیرخواهانه ای را در اقصی نقاط کره خاکی برگزار میکند، بر این سند زرین و تاریخی این مملکت سرپوش گذاشته و به گونه ای رفتار میکند که گویی هیچ چیزی در این خصوص نمیداند و انگار چنین فاجعه ای اصلا به وقوع نپیوسته؟!

یا میداند و بی تفاوت است، یا نمیداند و میبایست به فیفا گفت تا بفهمد که «چوار » کجاست و ابعاد فاجعه« چوار» چه بوده است ؟

البته چرا راه دور برویم، مشکل از خودمان و فدراسیون فوتبال کشور خودمان است . همان فدراسیونی که از داشتن کمترین کرسی ها در آسیا و فیفا محروم است . همان فدراسیونی که از گرفتن کوچکترین حق و حقوق فوتبال ایران در بعد بین المللی ناتوان است که اگر بخواهیم تمام ابعاد عملکردی فدراسیون را بررسی کنیم ، جز ضعف و ناتوانی چیزی نمی بینیم .

پس ای مسولین فدراسیون فوتبال: از این حق مسلم کشورمان دفاع کنید و با پیگیری و انعکاس این موضوع به فیفا ، ضمن حفظ یاد و خاطره شهدای گلگون کفن کشورمان، با ثبت این فاجعه در تقویم فیفا برای همیشه خار چشم دشمنان شده و تا ابدالدهر این وقاحت هولناک به ساحت مقدس ورزشکاران مظلوم را به همه جهانیان یادآوری کنید تا همه بدانند و بفهمند که چنین اتفاقی برای ملت ایران رخ داده و کلمه «چوار» را بر بالای سردر فیفا نصب نمایند تا آویزه گوش جهانیان شود .

فدراسیون فوتبال ایران روی سخنم با شماست:

قطعا اگر بطور شبانه روزی و  بخاطر درج نماد یوزپلنگ ( که یک حیوان و سمبل محیط زیست کشور است ) بر روی پیراهن تیم ملی فوتبال، اینقدر تلاش کرده اید تا فیفا را متقاعد به انجام آن نموده اید که البته کاری بسیار پر ارزش و ستودنی است، قطعا اگر بخواهید، خواهید توانست در پروژه بعدی فیفا را متقاعد نمایید که در تقویم سالیانه خویش، روز 23 بهمن ماه را نیز بعنوان سمبل مظلومیت فوتبال دنیا ثبت و ضبط کند . حال آنکه در این حادثه بی نظیر عزیزان و پاره تن خویش که همان مردم هموطن بی دفاع خویش باشد را از دست داده ایم .

 

پس بیکار ننشینید و همانگونه که بخاطر اخذ مجوز نماد یوزپلنگ لحظه شماری می کردید، حال که بواسطه ریختن خون پاک جوانان و رزمندگان در جنگ تحمیلی ، این چنین بر صندلی های قدرت تکیه زده اید و هر روز با مصاحبه ها و تبلیغات پوشالی برای خود آب و نان و شهرت دست و پا میکنید، قدر خون شهدا را دانسته و برای بانیان به قدرت رسیدن خویش ارزش بیشتری قائل شوید و بدانید آنچه آرامش امروز و فردای ما را تضمین میکند ، همین خون پاک شهدا و تن های در خون غلطیده جوانان برومندی همچون مردم «چوار » بوده است .

 

قق1

پس به خود بیایید و خودتان را به خواب نزنید و رایزنی ها را با فیفا آغاز نمایید . البته قبل از آن، خودتان نیز میبایست 23 بهمن  ماه را در تقویم فدراسیون فوتبال ایران روز «جوار» نامگذاری نمایید و با برگزاری یک مسابقه فوتبال خیرخواهانه مابین تیم های استقلال و پرسپولیس، یاد و خاطره شهدای فوتبالیست را گرامی بدارید .

نویسنده.محسن بابادی/ تحلیلگر و کارشناس فوتبال کشور

 

انتهای پیام/