یاد داشتی از ابوالفضل کریم آبادی(صدر)

به گزارش فرتاک ورزشی،

ما فوتبالی ها داستان خوش استقبالی ها و بد بدرقه شدن ها را کاملا آگاه هستیم، به خصوص طرفداران کهکشانی های مادرید که بسیار فراوان این داستان و این معادله را به چشم دیده اند، هر دهه و روز های متفاوت، ستاره های بزرگ با هزاران امید و تبدیل به یک بازیکن کاملا معمولی و متفاوت و دنبال یک تیم دیگر، بسیاری باری دیگر درخشیدند اما بسیاری دیگر فقط اسم آن ها ماند و خودشان رفتند، برای همیشه به دوران درخشش خود نرسیدند.

یک روزآفتابی ویک جوان با استعداد کلمبیایی در برنابئو پا گذاشت و به هزاران طرفدار کهشانی معرفی شد، همگان از او شناخت داشتند به علت درخشش در جام جهانی و افسونگری در تیم ستاره جنوب فرانسه یا همان موناکو دوست داشتنی باعث شده بود این جوان به چشم بیاید ، از طرفی دیگر او ستاره ای آینده دار بود که هر تیمی با خرید او تا سالیان سال هافبک تیم خود را تضمین شده می دانست، همان فکری که رئالی ها می کردند.

پسر ۲۲ ساله با هزاران آرزو و رویا به مادرید پیوست، و کارلو آنجلوتی که او را در آغوش گرفته بود، خوش استقبالی ها برای او ، امضا کردن و هدیه لباس دادن هایش، تحویل گرفتن لباس مقدس مادریدی ها و حال شروع افسانه ای برای مردم کلمبیا که نامش جیمز رودریگز بود.

شماره او 10بود، شماره ای که بهترین ها برای هر تیمی بر تن می کنند، به خصوص برای رئالی ها که کسانی بر تن کرده بودند که طرفدارانی دارند که آن ها می پرستند، البته دیارا هم شماره 10 را بر تن کرد اما خیلی زود غروب کرده بود اما برای یک مثال خوب، قطعا اسطوره ای چون فرانس پوشکاش برای تثبیت مقدس بودن شماره ده رئالی ها کافی خواهد بود.

اعتقاد آنجلوتی؛ مصدومیت بنیتس؛ جایی در برنامه زیدان نداشتند....

آغاز کار او با مرد محبوب ایتالیایی شروع شد، او را دوست داشتند، بازی زیبایش به دلش او نشسته بود، حرکات با توپ ، شوت های دقیقش، برای آنجلوتی از او یک بازیکن کامل یاد کرده بود، در کنار ستاره آلمانی ها و مودریچ ستاره مقدس کراواسی از هافبک رئال یک غول ترسناک ساخته بود.

یک عصر طلایی و بدون هیچ عیب و ایراد که البته شکست ها داشتند اما پیروزی های فراوان بدون هیچ حرف یا انتقادی بر علیه مردانآنجلوتی و تیمش.

hH061U4b9nfo

آنجلوتی رفت، و حالا رفتن مربی به تیم دیگر و بازگشت مربی دیگر یعنی تغییر افکار ها و اعتقادها به هر سیستم یا بازیکنی که جای خاصی برای مربی دارند، خامس مصدوم شد این یعنی افول او مانند ستاره های فراوانی که دچار این نحضی شده بودند.

بنیتس رئال را نابود کرد، این را من نمی گویم طرفداران کهکشانی گفتند و خواهند گفت، بسیاری از مربیان انتخاب او را به عنوان مربی یک اشتباه بزرگ خطاب کردند.

افت رودریگز و جایی نداشتند در ترکیب و حال رفتن بنیتس و نزول قیمت او همه چیز را بیان کرد، که هم وی و رئال کمی افت کردند و حال اعجوبه فرانسوی باید روی نیمکت خود را می دید، اقای زیدان شد امید همه میلیون ها طرفدار رئال و بازگشت روز های اوج و فراموش نشدنی.

اما روز های رویایی برای خامس کمی تلخ هم بود، او در سیستم رئال جایی نداشت، ترافیک در تیم رئال و اعتقاد زیدان به کاسمیرو و به نیمکت دوخته شدن ، انقدر دوخته شد که صدای هوادارتم کلمبیایی در آمد، کم بها دادن به وی و پیشنهاد فراوان از غول های اروپایی وسوسه رفتن را به جان او انداخته بود‌.

حال رفت، به آن سوی مرز، به ژرمن ها و در شهری که همیشا آفتاب المان از آن سو طلوع می کند، به خانه ای که رهبرش همان مرد چکمه پوشی که به او اعتقاد خاصی دارد، قطعا همان جایی باید رفت که تورا دوست دارند باید بروید.

به طور قرضی و به مدت دو سال، اگرچه رئال در کنار سودی که از قرضی دادن او می کند، می تواند ضرر هم کند، مانند موراتا که در یوونتوس در کنار ستارگان بانوی پیر پرونده رئالی ها را به پایان رساندند.

ایا رودریگز مانند موراتا به رئال می رسد، و ذهر خود را خواهد ریخت؟

فراموش کردن خوش استقبالی کردند ها و جبران و تلافی کردن بد بدرقه شدن ها..

رودریگز و تعریف شدن دوباره.....

 

 

انتهای پیام/