یک ماه قبل بهادر مولایی فکر نمی‌کرد در چنین روزهایی به جای حضور در المپیک، روی تخت بیمارستان باشد.

به گزارش فرتاک ورزشی، بهادر مولایی ملی پوش فوق سنگین وزنه برداری ایران که چند روز قبل دچار حادثه رانندگی شد، همچنان در بیمارستان است. او تا چند ماه دیگر حتی نمی‌تواند دست به میله شود و باید مدت‌ها دور از ورزش باشد. درخصوص آخرین وضعیت بهادر مولایی با مهرآسا کبیری مادر این ورزشکار گفت و گو کرده‌ایم.

*بهادر کی مرخص می شود؟

دوشنبه مشخص می‌شود. قبلا گفته بودند تا سه ماه باید بیمارستان بماند. الان می‌گوید دکتر نوروزی رفته برزیل، 31 مرداد برمی‌گردد. خودش اصرار دارد برگردد خانه. من گفتم من که نمی‌توانم مثل بیمارستان از تو نگهداری کنم. بالاخره دکتر بالای سرش باشد بهتر است.

*کی می‌تواند دوباره وزنه بزند؟

گفته اند 9 ماه دیگر می‌تواند دست به میله شود. خودش که فعلا می‌گوید حرف وزنه برداری را نزنید. گفتم حرفش را هم نزن، باید بروی المپیک تا به همه نشان دهی که بهادر مولایی حقش بوده به المپیک ریو برود.

*ظاهرا هم شما بابت این اتفاقات گلایه دارید، هم خود بهادر.

آقای باقری پزشک فدراسیون گفته که ما به بهادر گفتیم بماند اما مادرش تماس گرفت و رفت. ولی این طور نبود. من که هیچ وقت پشت او را خالی نمی‌کردم، حالا و در این شرایط خاص که می‌خواست برود المپیک آمدم گفتم بیا برویم دریا ! اصلا با عقل جور درمی‌آید؟ بچه من را تا بدرقه المپیکی ها بردند، آنجا گریه کرد و گفت فقط علتش را بگویید که چرا من را به المپیک نبردید. هیچ وقت حقوق بچه من را ندادند. حقوق بقیه بچه‌های تیم ملی را می‌دادند، اما به بهادر حقوق نمی‌دادند. بهادر خیلی وقت پیش برای المپیک انتخاب شده بود، اما او را خط زدند.

*با این رکوردهایی که بهادر داشت، اگر به المپیک می‌رفت مدال می‌گرفت؟

من قول می‌دهم طلا می‌گرفت. بهادر در مسابقات جهانی دانشجویان رکوردی زد که هنوز شکسته نشده. ولی هنوز جایزه اش را به او نداده اند.

*آن شب بهادر به شما گفت که می‌خواهم برگردم؟

گفت می‌خواهم بمانم. گفتم برگرد اینجا. چرا بمانی؟ می‌خواهی بمانی آنجا و گریه زاری کنی، دل کسی برایت بسوزد؟ گفتم اگر تو را می‌خواستند به تو می‌گفتند. بهادر رکورد 252 کیلو را در رکوردگیری زد. هیچ کسی نمی‌تواند این وزنه را بزند. چرا او را خط زدند؟ بگویند ما هم بفهمیم. بهادر در وزن 21 سالگی این وزنه را زد. با وزن و هیکل پایین تر از رقبا. بهادر حالا پدربزرگش را هم از دست داده و دائم گریه می‌کند. آن شب هم در حال مرور اتفاقاتی بود که منجر به حذفش از کاروان المپیکی ایران شد. آدم هم که پیش خودش مرور کند، حواسش پرت می‌شود. یک لحظه چشمش بسته شد و این اتفاق افتاد.

 

انتهای پیام/
کلمات کلیدی: بهادر مولایی - المپیك -