حسام نیک پی/ قصه بوفون و دلربایی هایش21 سال پیش از تمرینات پارما شروع شد ، نویو اسکالای کهنه کار که لوکا بوچی را برای بازی حساس با میلان در اختیار نداشت به بوفون جوان اعتماد کرد ونتیجش این بود 0-0 در سن سیرو با میلان پرقدرت زمان خود.

بوفون در سن ۱۲ سالگی به تیم بوناسکولا و در ۱۳ سالگی به تیم پارما پیوست. او در سن ۱۳ سالگی در خط حمله به عنوان یک مهاجم بازی می‌کرد و یکسال در همین پست باقی‌ماند. در ۱۴ سالگی هر دو دروازه‌بان تیم وی مصدوم شدند و وی مجبور شد تا از دروازه دفاع کند و دو هفته در پست دروازه‌بانی ماند. پس از آن بود که کار خود را به صورت رسمی در پست دروازه‌بانی شروع کرد؛ جی جی از توماس انکونو کامرونی به عنوان الگوی خود یاد کرده است و هنرنمایی این کامرونی را در جام جهانی 90 به میزبانی ایتالیا تماشا کرد.

بوفون بعد از چند فصل بازی در پارما درست در چنین روزی با 52 میلیون یورو به یوونتوس پیوست تا برگهای تاریخ فوتبال را به نام خود مزین کندو لقب گرانترین دروازه بان جهان را بعد از 15 سال همچنان یدک بکشد آن هم در حالی که دروازه بانان بزرگ دیگری هم هم دوره او بوده اند از الیور کان-کاسیاس-پیترچک گرفته تا نسل نوپاترکه شامل نویر و دخیا می شوند.

صحبت از وفاداری به باشگاه تعصب به پیراهن این روزها نخ نما شده و بی ارزش شده است و محلی از اعراب ندارد حتی در فوتبال درجه چندم ایران هم به بهانه شیک و جذاب حرفه ای شدن فوتبال دوستان ملون صفت هرلحظه در حال تغییر رنگ پیراهن باشگاه خود هستند اما ابر اسطوره یوونتوس بعد از اتفاقات عجیب و غریب کالچوپولی با وقار و مردانه کتار بانوی پیر ماند تا دلداگی و عشق را در مهد فوتبال تمام حرفه ای به جوانان نان به نرخ روزخور یاد بدهد.

چیزی که توی این مرد برایم بیش از اندازه کشش نسبت به او ایجاد می کرد، تعهد به خانواده بود، علاقمندی به همسر و فرزندانش که مثال زدنی نبود، هر چند هیچ وقت درش به تخته جور نیامدو اختلافات زناشویی وی با النا سرنادووا دنیای رسانه های حرفه ای را هم به شوک فرو برد.

روح بزرگ این مرد متعهد به همسر و فرزندانش هرگز اجازه به واکاوی وتجسس در زندگی خانوادگیش را نداد ودست قبل از شروع جام جهانی برزیل و بعد از اعلام رسمی جدایشش با النا تنها به همین جملات بسنده کرد و گفت: النا میتونست برای من مشکلاتی ایجاد کنه ولی اون یک زن فوق العاده بود اون شان ومنزلت بزرگی داشت و همیشه خودش و در مقابل عشق بچه ها قرار می‌داد و همیشه ازش تشکر می‌کنم.

چیزی به غایت افتادگی و وسعت قلب، برای حفظ و حرمت همه آن خاطرات خوب در زندگی زناشویی، شاید ماها که در دوران بازیگری بوفون قرار گرفتیم، خیلی باید خوشحال باشیم، که توانستیم نسلی از بازیکنانی را ببینیم که فوتبال را بیشتر از هر موقع در جاذبه اش غوطه ور کردند، علاقه و افراط ما را بیش از هر موقع دیگر صد چندان بار ورتر کردند.

نوشتن از بوفون با دیدن تصویرش در قاب تلویزیون در هنگام گرفتن بغض راه گلویش و سرازیر شدن اشکش برای خارج شدن از میدان، بیشتر شبیه حسرت برای انسانی است، که درست زندگی کردن را، هدیه انسانیت به دنیا می دانست، و همه و همه اش، یک تورنمنت دیگر می خواست، تا برای همیشه روی طاقچه جوائز و افتخاراتش، کشور فرانسه را نقطه پایان یک سفر دو دهه ایی پر فراز و نشیبی بنامد، که بوفون نمره قبولیش را از کردار و رفتارش در تمامی این سالها گرفت.

بدون تردید یاشین کبیر و دینو زوف بی نظیر و گوردون بنکس تکرار نشدنی بخشی از تاریخ دروازه بانی جهان را تشکیل میدهند اما بوفون کبیر بی نظیر تکرارنشدنی ،تجسم واقعی افسانه های فرهنگ وملل مختلف است،ناجی التیام بخش و تکیه گاه درست وقتی دوربین های تلویزیونی تصویر گریه های بوفون را شکار میکردن متفاوت بود خودرا به رخ کشید وچیزی که از بوفون به جا مانده این تنهایی افتخارآمیز و این کیا‌بیای کم‌نظیر است، در لحظه‌های گریه، اشک‌های غرورآمیز.

با همه وجود خوشحالم در دوره و  زمانه ای زندگی کرده ام که افسانه به حقیقت پیوسته تاریخ فوتبال را درک کردم

زنده باد بوفون ابر قهرمان دوست داشتنی فوتبال