حسین هدایتی، بابک زنجانی، برادران شفیع‌زاده، علی انصاری و…. این متمولان چرا به دنیای فوتبال وارد می‌شوند؟ برای تبلیغ؟ شهرت؟ بهره‌وری پنهان مالی؟ کار خیر؟ پولشویی؟ علاقه شخصی؟ هیچ‌کس جواب دقیقی برای این سئوالات ندارد.

به گزارش فرتاک ورزشی، اشتیاق سرمایه‌داران برای ورود به دنیای فوتبال همان چیزی است که در تمام دنیا یک فرصت ویژه و استثنایی محسوب می‌شود به‌خصوص که هفته پیش خبری منتشر شد که در انبوه خبرهای سیاسی و اقتصادی کشور گم شد که طبق آن کارشناسان اقتصادی انگلیسی ظرفیت صنعت فوتبال ایران را ۶۵۰ میلیون دلار ارزیابی کرده‌اند. رقم خیره‌کننده‌ای می‌تواند محسوب شود.

اما این تنها یک ظرفیت بالقوه است. در واقعیت و به صورت بالفعل اقتصاد فوتبال ایران رانتی،‌ مغشوش، ضررده و حتی ورشکسته است. چاهی عمیق که در تاریکی‌هایش همه چیز را می‌بلعد.

سیستم نیمه‌ دولتی فوتبال ایران(کلمه نیمه را با ارفاق وارد جمله کرده‌ام) توانایی جذب سالم و بی‌شائبه این اشتیاق مردان ثروتمند ایرانی برای ورود به دنیای فوتبال را ندارد. سازو کاری مشخص برای جذب پول نیست. اما در این هاگیر واگیر و در فقدان یک سیستم سالم برای عرضه و تقاضا و سودآوری سرمایه‌گذاری، کسی نمی‌داند و نمی‌تواند هضم کند که چرا هنوز هم این مردان ثروتمند پولشان را این گونه بی‌محابا وارد فوتبال بی‌ در و پیکر ایران می‌کنندد. پولی که هر عقل سلیمی می‌داند سود مالی برای سرمایه‌گذاران نخواهد داشت.

بیزینس فوتبال در ایران آن‌قدر رانتی،‌ مغشوش و دولتی است که هر پول خارج از سیستم دولتی در فوتبال ایران راهی جز تباهی ندارد. کارفرمای ۸۰ درصد باشگاه‌های فوتبال ایران دولت محسوب می‌شود. کارفرمایی که در جریان واگذاری نافرجام پرسپولیس و استقلال نشان داد از این حضور  پرضرر و پردردسر نمی‌تواند دل بکند. حتی اگر تمام اصول واضح و آشکار اقتصاد سالم به چالش کشیده شود.

حسین هدایتی، بابک زنجانی، بردران شفیع‌زاده، علی انصاری و…. این متمولان چرا به دنیای فوتبال وارد می‌شوند؟ برای تبلیغ؟ شهرت؟ بهره‌وری پنهان مالی؟ کار خیر؟ پولشویی؟ علاقه شخصی؟ هیچ‌کس جواب دقیقی برای این سئوالات ندارد.

 

انتهای پیام/