پرویز هادی حسابی از دست مسئولان فدراسیون کشتی ناراحت است؛ از اینکه چرا شرایط را طوری رقم زده اند که او نتواند به المپیک برود.

به گزارش سرویس کشتی و وزنه برداری فرتاک ورزشی، پرویز هادی، کشتی گیر سنگین وزن ایران که در چند سال گذشته نتایج خوبی گرفته و درخشش قابل توجهی داشته، فرصت حضور در المپیک را باز هم از دست داد. او همان طور که المپیک قبلی را از دست داده بود، در این المپیک هم حضور نخواهد داشت و کمیل قاسمی نماینده سنگین وزن ایران خواهد بود. نحوه کنار گذاشتن پرویز هادی از تیم ملی برای المپیک طوری بود که جمعی از پیشکسوتان کشتی هم به آن ایراد گرفتند. اما این تصمیمی است که فدراسیون گرفته و حالا پرویز هادی هم زورش نمی رسد که این تصمیم را عوض کند. پرویز هادی که مهمان کافه خبر بود، درد دل هایش را مطرح کرد.

*خیلی ها از همان اول منتقد روند برگزاری مسابقه انتخابی بودند. چهار سال قبل شما سهمیه گرفتید و به المپیک نرفتید الان هم همینطور. شما به این روند انتخابی اعتراضی دارید؟

بالاخره درست است که اسمش فرآیند است ولی رسول خادم کسی است که در این 4 سال فقط شعار داده. من ده سال است در رده های مختلف عضو تیم ملی هستم از اولین روزی هم که خادم آمده من هستم. او یک آدمی است که بیشتر می توانم بگویم خوش ظاهر بد باطن است. در المپیک قبلی من آسیایی کره اول شدم، بعد در چین سهمیه گرفتم بعد از آن هم در هر مسابقه ای که کشتی گرفتم به نحو احسن نتیجه گرفتم. بعد از آن هم در باکو همان گرج که در المپیک دوم شد و در جهانی 2011 استانبول فردین معصومی را شکسته داده بود، شکست دادم. یکی دو ماه بعد از جام جهانی این در المپیک دوم شد. بعد از آن دیگر کار تمام شده بود و برای هیچ وزنی انتخابی نگذاشتند، اما مظلوم تر از من گیر نیاوردند که بگویند ما طبق انتخابی کار می کنیم. آمدند حساب کتاب کردند دیدند که در هر وزنی بخواهند انتخابی بگذارند طرف نمی گذارد. یک بازی هایی کردند که کدام عاقلی می آید برای میدانی مثل المپیک اینطور انتخابی برگزار کند. 6 کشتی پشت هم به قول آقای صدرالدین کاظمی ماراتن گذاشتند در حالی که من کجا و او کجا؟ همه میدان ها را من رفته بودم این آقا راحت استراحت کرده و... کاری ندارم المپیک قبلی به این صورت آقای خادم سر ما را برید حرفی نزدم گفتم می روم تمرین می کنم برای المپیک بعد. حتی گفتن ندارد من از خارج پیشنهاد داشتم.

*آذربایجان؟

آذربایجان که همزبان خودم هم هستند ولی من گفتم اگر بخواهم هر افتخاری کسب کنم برای کشور خودم باشد. در این 4سال هم کمیل قاسمی را هر سال با اقتدار بردم. بعد از المپیک که آن زمان 7-0 کشتی تمام می شد، من او را 7-0بردم. سال بعد انتخابی در قزوین من این را بردم آقا آمد اول شدن من را نادیده گرفت. در اردو قرار شد من هم مسابقات جهانی و هم آسیایی را بروم. مثل حسن رحیمی. تازه او سبک وزن است و بیشتر وزن کم می کند و بیشتر به او فشار می آید. حسن رحیمی، مسعود اسماعیل پور، آقای یزدانی و همه بچه ها هر دو را می روند، فقط من بدبخت تا روز آخر اردو و دقیقه نود، که قرار بود به لهستان اعزام شویم، آقای خادم بالاخره مربی است هم من را می شناسد و هم او را، دید اگر باز هم من بروم سنگینی ترازو به نفع من می شود، زنگ زدند گفتند اینطور بگوییم که یک نامه ای را امضا کردیم که یک تورنمنت را من بروم و یکی را کمیل قاسمی. اختیار را هم به کادر فنی می رویم. من اعتراض کردم گفتم من نفر اولم می خواهم هر دو را بروم، من را تهدید کرد گفت اگر قبول نکنید کلا خط می خوری. من نمی دانم این آقای خادم با من چه خصومتی دارد و جریان چیست. من این انتقادها را می کنم، می گویم تو قهرمان المپیکی، تحصیلکرده ای، پهلوانی بیا جواب بده. یک انتقادی هم شدیدا دارم که واقعا متاسفم که از زبان آقای رضایی مصاحبه کرده بودند که پرویز هادی استنباط شخصی خودش بوده. من واقعا ناراحت شدم. چون علیرضا رضایی مربی شخصی من بوده، ایشان برای من زحمت کشیده و نه تنها مربی بلکه در یک دوره ای هم مثل برادرم بوده...

*دلیل خداحافظی اش هم شما بودید؟

نمی دانم. خودشان در مصاحبه اعلام کرده بودند. این را می خواهم بگویم که این در این مدت هر حرفی خواسته بزند از زبان آقای رضایی گفته. چون می داند من شدیدا به ایشان احترام می گذارم، هر حرفی هم به من بزند مثل پدرم است، خجالت می کشم روی حرفش حرف بزنم. این اواخر هم آقای رضایی با من در تماس بود می گفت حق تو با مصوبه های شورای فنی این است که مستقیم باید به المپیک بروی. می گفت من گفتم حق این را مثل دوره قبل ضایع نکنید. خلاصه از زبان ایشان هم حرف زدند و می خواستند ما را رودرروی هم قرار بدهند و رابطه ما را خراب کنند. خبرنگارها به من زنگ زدند گفتند از زبان آقای رضایی این را گفتند، گفتم من آن قدر برای ایشان احترام قائلم که نمی توانم حرفی بزنم. ولی تاسف می خورم چطور این حرف را زده. بعدا فهمیدم اینها از زبان او این حرف را زدند. یعنی یک رئیس فدراسیون و سرمربی جرات ندارد جلوی تلویزیون بیاید و به 80میلیون نفر جواب بدهد. اصلا یک کلام بگوید من از این خوشم نمی آید و نمی خواهم در تیم باشد. این حرفهای ایشان به صورت کتبی در سایت فدراسیون هست. حرف هایی هم که در این چند وقت شفاها به من گفته من حاضرم بیایم و روی قرآن دست بگذارم و قسم بخورم که همه این حرف هایی که می زنم حقیقت است. آقای خادم شما از دور شورای فنی را علیه من می شورانی، از زبان آقای رضایی مصاحبه می کنی و... خودت هم سرمربی، هم رئیس فدراسیون، هم تحصیلکرده ای، یعنی خودت نمی توانی بیایی جواب من را بدهی؟ قسم بخور بگو این حرف ها حقیقت ندارد من همین امروز دیگر کشتی نمی گیرم و تا پایان عمرم پایم را در سالن کشتی نمی گذارم. چرا حق منی که 8سال است از خانواده ام دور هستم و درتهران تنهایی در یک آپارتمان 40متری با چه مشقت هایی زندگی می کنم به این امید که به یک المپیک بروم و مدال بگیرم و زندگی ام سر و سامان بگیرد. چطور دلت می آید با زندگی من بازی کنی؟ جواب خدا را چه می خواهی بدهی؟ تو ادعا داری مسلمانی و نماز می خوانی ولی خدا در قرآن می گوید حق الناس. از نماز و روزه واجب تر حق الناس است. اگر حق الناس گردنت باشد اینها همه هیچ است.

*یک زمانی آقای خادم گفتند ما مسابقه داخلی برگزار نمی کنیم، ملاک مسابقات خارجی است. اگر در مسابقات خارجی هم دو نفر روبه روی هم قرار گرفتند شورای فنی تصمیم می گیرد. این یک مقدار با هم تناقض ندارد؟

آخر فروردین انتخابی مرحله نهایی بود که چند وزن 70کیلو، 74، 84 و ... انتخابی داشتند. بحث من این بود که آقای خادم از پارسال جهانی به من ظلم کرد.

*کمیل با شما مسابقه نمی داد؟

او هیچ جا داخلی مسابقه نمی گیرد. بعد از بازی های آسیایی که اول شدم گفت اگر جام تختی مسابقه نگیری سهمیه نداری. دوباره رفتم کرمانشاه جام جهانی گرفتم بعد به جام جهانی رفتم.

*چرا همین مسابقات را فروردین نگذاشتند؟

می خواهم به همین جا برسم. 20روز مانده به مسابقات جهانی قبل پای من در اردو وسط تمرین و داخل کفش پیچ خورد و شکست. کفشم را درآوردم پایم ورم کرد. درد من را کشت. بعد از آن پای من را گچ گرفتند و به من نگفتند پایت شکسته. عکس را به من نشان دادند گفتند رباط پایت کشیده شده یک مقدار کشیدگی هم دارد باید ده روزی در گچ باشد تا جهانی خوب شود.

*چه کسی گفت؟

آقای خادم و دکتر. من از هیچی خبر نداشتم. پای من را گچ گرفتند دو هفته ماند، قبل از اعزام پایم را باز کردم دیدم راه نمی توانم بروم. با همان پا من را به جهانی بردند. آنجا اولین نرمشم را روز وزن کشی در لاس وگاس انجام دادم. به هیچ کس هم نگفته بودند پای من شکسته. به آن پا آمپول زدند من یک کشتی گرفتم بعد دردش ده برابر شد. آن کشتی را هم به حریف روس باختم. همانجا جلوی همه بچه ها در اردو رسول خادم به من گفت تو پایت شکسته بود ما نگفتیم، باز غیرت کردی آمدی کشتی گرفتی. پایت از سه جا شکسته بود. بعد که برگشتم ایران و پیش متخصص رفتم به من گفت چطور تو را برای مسابقات بردند، امکان داشت جوری شود تو تا آخر عمر لنگ بزنی و نتوانی دو قدم بدوی، چه برسد به این که کشتی بگیری. به اینها کاری ندارم بعد از مسابقات رسول خادم در تلویزیون گفت پرویز هادی ضعیف نتیجه گرفت، اگر یک نفر دیگر می رفت مدال می گرفت، امتیاز تیم ما بالاتر نمی رود. خدا را در نظر بگیر، بگو پرویز هادی پایش شکسته بود. اصلا هیچ جا اعلام نکردند به من هم گفتند صلاح نیست مصاحبه کنی بگویی پایت شکسته بود. من هم سربسته اعلام کردم پایم شکسته بود خبر نداشتم. جالب اینجاست که مردمی که این را خوانده بودند کامنت گذاشتند مگر می شود کسی پایش شکسته باشد خودش نفهمد. ولی به قرآن پای من را گچ گرفتند به من گفتند رباط پایت کشیده شده اگر گچ بگیری زودتر خوب می شود. بعد از مسابقات من دو ماه پایم در گچ بود. هیچکس به من یک زنگ هم نزد که پایت چطور بود. بعد آقای خادم مصاحبه هم کرد گفت پرویز هادی ضعیف نتیجه گرفت اگر کس دیگری جای او بود بهتر نتیجه می گرفت. اولا من حقم بود همه را با اقتدار برده بودم. می خواستی کس دیگری را ببری؟ دوما اصلا تو چرا به من نگفتی پایت شکسته؟ من را چرا بردی؟ اینها را به من نگفته بعد مصاحبه کرده گفته این بد کشتی گرفت. بعد با زندگی من بازی کرده. خدای نکرده اگر پای من چیزی می شد، تا ابد نمی توانستم دو قدم بدوم. من خانه ماندم وزنم 145کیلو شد. آبان ماه که اردو شروع شد، پای من هنوز کامل خوب نشده بود تمرین را شروع کردم به من گفت باید پهلوانی در تبریز کشتی بگیر. ده روز بعد از این که پایم را باز کردم بود. گفتم من آماده نیستم، گفت عیب ندارد. آنجا هم کشتی گرفتم. 13روز بعد جام تختی تهران بود گفت باید بگیری اگر کشتی نمی گیری برو خانه.

*آن موقع شرایط کمیل چطور بود؟

کمیل قاسمی هم در انتخابی سال قبل در مشهد هم با من 10-0 شده بود هم به جعفر شمس ناطقی با اختلاف باخته بود. بعد از آنها هم فقط یک بار در لیگ جهانی کشتی گرفت هر دو بار در یک دقیقه 10-0 شد. کمیل قاسمی رزومه اش این بود.

*در این مدت کمیل قاسمی با شما تماس نگرفت؟

اصلا. اصلا الان بحث من این است که کمیل قاسمی با چه فرآیندی وارد تیم ملی شده؟ چیزی که مصوب شده این است که هر کسی که به تیم ملی می آید باید از استانی، کشوری، اپن کشتی گرفته باشد و در نهایت جام تختی. یعنی کسی که آنها را بگیرد مرحله اول جام تختی را نگیرد در تیم ملی جایی ندارد. همه موظف بودند در جام تختی کشتی بگیرند که نفر نهایی تیم ملی مشخص شود. کمیل قاسمی هیچ جا کشتی نگرفت مستقیم به او سهمیه المپیکدادند. من جام تختی اول شدم من را به آسیایی تایلند برد. همه را بردم. آنجا هم در کشتی اول یک ضربه خورد استخوان صورتم شکست، پایم هم ضرب خورد، با همین آسیب ها سه تا کشتی گرفتم اول شدم. 20روز بعد کمیل قاسمی آسیایی دوم که سهمیه المپیک بود رفت همان حریف ها که من برده بودم را برد سهمیه گرفت. آقای خادم آدم به همه هم دروغ بگوید خودش را که نمی تواند گول بزند. من هم همان حریف ها را 20روز قبل برده بودم.

*در مسابقه انتخابی با کمیل اعتراض شما به داوری بود. واقعا داوری مشکل داشت؟

من یک کشتی گیرم نمی خواهم زیاد وارد شوم. ولی کارشناس ها کشتی را نگاه کنند ببینند من کشتی دوم سوم یک سره حمله کردم یک اخطار ندادم. در حالی که کشتی اول دست دادیم به من اخطار دادند به او امتیاز.

*الان شما پیش وزیر رفتید به چی اعتراض کردید؟

اعتراض من این است که اولا چرا به مصوبه های خودشان عمل نکردند. آقای خادم یک بحث این بود که کمیل اگر سهمیه گرفت آخر فروردین انتخابی می گذارید. این سهمیه گرفت انتخابی نگذاشتید. من اعتراض کردم گفت هزار بار تو کمیل را ببری هزار بار او تو را ببرد، برای من ذره ای ارزش ندارد.

*آقای خادم گفت؟

بله. گفت چون بحث ملی مطرح است فقط ملاک من این است که هر کس با خارجی ها خوب کشتی گرفت او را ببرم. این را در تورنمنت مشخص می کنم. یک بهانه اش این بود که چون او از مسابقه آمده باید ریکاری شود. حالا اول فروردین بود 28فروردین انتخابی بود. 28روز زمان بود. در صورتی که من در ارمنستان اول شدم 5روز بعد انتخابی گذاشت. چطور آنجا در 28روز ریکاوری نمی شود، من اینجا در 5روز ریکاوری شدم؟ تازه من در عرض کمتر از 15روز سه بار وزن کم کردم هر بار 7کیلو. شما اگر یک کارشناس بیاورید من 7کیلو برای جام جهانی آمریکا کم کردم، 5روز بعد 7کیلو برای ارمنستان کم کردم و.... بدنم جنازه بود. تا مسابقات انتخابی 15روز وقت بود یک باره گفت فقط 5روز وقت داری. دوباره آنجا 7کیلو کم کردم.

*یعنی 21کیلو؟

بله. در حالی که حریف من اولا وزن کم نمی کند، دوما به اندازه من کشتی نگرفته. در مسابقه ای که گفتی فقط ملاک انتخابی ارمنستان است من هر چه داشتم گذاشتم اول شدم، او همان کشتی اول اوت شد. دوباره ما را هم ردیف گذاشتی 5روز بعد انتخابی گذاشتی؟ بحث من اینها بود. تو می گویی انتخابی نیست. می گفتم فروردین انتخابی بگذار 20تا تورنمنت هم بگویی من می آیم.

*اگر آن موقع کشتی نمی گرفتی محروم می شدی؟

تهدید کرده بودند. الان همه راحت می گویند کاش کشتی نمی گرفتی شما روی قضیه را می بینید.

*یک خبر آمد که بعد از انتخابی شما به تمرین تیم ملی رفتی؟

نه. مگر من حریف تمرینی ام؟

*تیتر خبر این بود که کمپینی که هادی را به تیم ملی برگرداند.

یک کانالی که نمی دانم زیر نظر کجا بود یک نظرسنجی گذاشتند، 96 درصد من رای آوردم 4 درصد ایشان. سریع آن را کنار گذاشتند. بحث این بود که من را حریف تمرینی به اردو دعوت کرده بود. بعد از این همه سال که من اولم بیایم حریف تمرینی بایستم؟ حق من را خوردی با چه رویی می خواهی من را بیاوری حریف تمرینی بایستم؟ نمی آید هم جواب بدهد. رئیس فدراسیون و سرمربی که جرات این را ندارد بیاید بگوید خوب کردم؛ دوست داشتم اینجوری کنم؛ دلم نمی خواهد تو را ببرم. 70میلیون منتظرند تو جواب بدهی، چرا جواب نمی دهی؟ چرا بازی می کنی و مهره می چینی؟ همه را هم دیکته می کند. نه اینکه کسی بیاید خودش مصاحبه کند. می نویسد که تو برو این را بگو. بابا آن را خودت بیا بگو. تو یعنی این قدر... نمی دانم چه اصطلاحی به کار ببرم. بعد به من می گویند تو ماخوذ به حیا بودی در این چند وقت حرف نمی زدی. من در این چند وقت همه چیز را از دست دادم فقط به عشق المپیک. الان دو المیپک از دست من رفته یعنی 8سال.

*4سال بعد معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد.

هزار تا ضرب خوردگی و هزار مشکلات و... تو با زندگی من بازی کردی انتظار داری من بنشینم نگاه کنم؟ این چند وقت نشستم نگاه کردم این شد و این بلا سرم آمد. مظلوم تر از من گیر نمی آید. می گوید پرویز هادی است دیگر! سرش را انداخته پایین هر بلایی بخواهیم می توانیم سرش بیاوریم.

*این یکی از معدود دفعاتی بود که اعتراضات به مجلس کشیده شد، فکر می کنید چقدر مجلس می تواند در این اتفاق نقش داشته باشد؟ اصلا خوب بود که به مجلس کشیده شود؟

اصلا آن اوایل من حرفی نمی زدم. مجلس خودش یعنی نماینده های مردم پیشقدم شدند. ملت ایران همه ناراحتند، مخصوصا مردم آذربایجان. مردم به نماینده ها فشار آوردند که در مجلس مطرح شود. مردم می گویند اگر نماینده ها همان اول ورود می کردند در این المپیک اینها نمی توانستند این کار را بکنند و این بار حقش را بخورند و زیر مصوبه خودشان بزنند و خلاف آن عمل کنند. مردم این را گفتند من که به نماینده نگفتم وارد این مساله شود.

*الان چی شده که پرویز هادی که این همه آرام بوده یک باره مثل انبار باروتی که آتش گرفته باشد منفجر می شود؟

در این چند سال جمع کردم و هیچی نگفتم.

*تا به حال علیه هیچ کس حرف نزده بودی، سرت پایین بوده فقط کشتی گرفتی.

بدبختی من همین بوده. همینطور بوده که اینها سو استفاده کردند. گفتند این چه می خواهد بگوید؟

*خود کمیل را هم مقصر می دانی؟

من با او کاری ندارم با هم رفیق هستیم و سلام علیک داریم. با هیچ حریفی مشکل ندارم همه با هم تلاش می کنیم پرچم کشورمان به اهتزاز دربیاید. ولی اینها که گفتم همه به خاطر رسول خادم بود.

*اگر بخواهی یک کلمه در این باره بگویی...

یک کلمه. دیکتاتور. دیکتاتور است که هم رئیس فدراسیون است هم سرمربی، چطور می خواهد هر دوی اینها را اداره کند. اگر اینجور موارد پیش بیاید رئیس فدراسیون می تواند وارد شود بگوید چرا قانونی که تصویب کردیم را عمل نکردی آقای سرمربی؟ این شورای فنی چیه گذاشتی؟ بالاخره اینها نشستند تصمیم گیری کردند و یک قانونی تصویب کردند. اگر رئیس فدراسیون شخص دیگری بود سوال می کرد وقتی خودت تصویب کردی ارمنستان ملاک باشد انتخابی دیگر برای چیست؟ ولی چون خودش است و دوست دارد هیچ کس حرفی نزند، هم خودش رئیس فدراسیون است هم سرمربی که راس همه خودش باشد، بگوید این است همان شود. من به پیشکسوتان احترام می گذارم آقای برزگر، آقای عسکری محمدیان و همه کسانی که در شورا هستند. همیشه این عقیده را دارم و حتی در تبریز تمرین می روم فقط بخواهم به کسی نصیحتی کنم این است که به پیشکسوت خودتان احترام بگذارید. من هم همیشه احترام گذاشته ام ولی متاسفانه به اینها دیکته می کند شما این کار را بکنید.

*روزی که رسول خادم هم رئیس فدراسیون هم سرمربی شد، حرف این بود که یک نفر از جنس خود کشتی آمده. آن موقع این اتفاق خوب قلمداد شد. در فوتبال مثلا همیشه این بحث است که طرف فقط مدیر است و از جنس فوتبال نیست.

در هر صورت مدیر خوبی است، یک نفر را از جنس فوتبال می آورد می گذارد کار می کند. خوب مدیریت می کند. رسول خادم هم خوب بود وقتی رئیس فدراسیون شد ولی وقتی خودش هم سرمربی شد... من نمی خواهم خیلی وارد این بحث بشوم، ولی بحث من در این چارچوب این است که اگر رئیس فدراسیون شخص دیگری بود نمی گذاشت قوانینی که تصویب شده اجرایی نشود. این می گوید ما گفتیم ببینیم چه می شود. همانجا نوشتند 120،65 کیلو را همانجا تمام می کنیم برای 96کیلو ارزیابی می کنیم. ولی برعکس عمل کرده. مجموعه را زیر سوال می برد. خودش برای خودش حاشیه درست می کند.

*الان تقریبا 20 روز تا المپیک مانده، پرویز هادی تلاشش را می کند فکر می کنی به نتیجه برسد؟

من همان اول هم گفتم به خدا واگذار می کنم بالاخره ما مسلمانیم و اعتقاداتی داریم. گفتم واگذار می کنم به خدا، حقشان باشد نوش جانشان ولی اگر حق مرا خورده باشند خدا می داند و خودش. هر کس در این کار دخیل بوده، شخص رسول خادم، یا هر کس دیگری را به خدا واگذار کردم چون خودش می داند من در این 8سال چه زجری کشیدم.

*یعنی الان تیم ملی به المپیک برود و موفق نشود...

من برای تیم ملی آرزوی موفقیت دارم چون خودم هم در این چند سال تلاشم این بوده که پرچم کشورم را بالا ببرم.

*امید داری؟

بالاخره من می گویم قسمت هر چه باشد راضی ام به رضای خدا.

*اگر الان بگویند یک بار دیگر انتخابی بدهید شرکت می کنید؟

بله.

*در سالن عده ای درگیر شدند می گفتند آدم های پرویز هادی بودند.

همه آمدند کشتی را تماشا کنند. هر جا من کشتی می گیرم، کرمانشاه، مشهد و... کل سالن من را تشویق می کنند. این محبت مردم به من است. اینجا هم هر کس شنیده بود انتخابی است آمده بود و تشویق می کرد. اینجا هم من کشتی ام را گرفتم و رفتم لباسم را عوض کردم و از سالن بیرون رفتم. با اینجور حاشیه ها نه کار داشتم و نه کار دارم.

*پیش بینی شما از المپیک چیست؟ قرعه در سنگین وزن یک مقدار پیچیده شده.

کشتی یک ورزش بی رکوردی است و مخصوصا در المپیک نمی شود پیش بینی کرد. ممکن است یک نفر یک قرعه خوبی بخورد و راحت طلا بگیرد.

*شما خودتان همه این حریف ها را بردید.

من در این چند سال همه اینها را بردم. ولی شاید قسمتم اینجور بود. راضی ام به رضای خدا. از این طرف هم دعا می کنم بچه ها موفق شوند اصل این است که ملت ما شاد شوند و نتیجه ای که کسب می شود بهترین نتیجه باشد.

*این قبول. ولی بعضی جاها دیگر قضیه شخصی می شود.

خدا خودش شاهد است که همیشه آرزویم این است که تیم مان و بچه ها موفق شوند ولی در بحث خودم به خدا واگذار می کنم. غیر خدا کسی را ندارم که بگویم می روم دست به دامن فلانی می شوم. فقط خدا را دارم در این چند سال هم فقط خدا را داشتم. هیچ کس پشتم نبوده هیچ کس هم نمی تواند ادعا کند در این چند سال کاری برای من کرده. هر موفقیتی هم بوده به کمک خدا، ائمه اطهار، خانم زینب کبری بوده و نان بازوی خودم را خوردم. در قزوین من اول شدم یک نامه جلویم گذاشتند که این را باید امضا کنی، نکنی آن یکی تورنمنت هم نمی بریم. نامه را نوشته بودند که پرویز هادی با کمیل قاسمی به این نتیجه رسیدند که هر کدام یک تورنمنت بروند. در حالی که نامه را به اتاق من آوردند گفتند این را انگشت بزن. این همه سال من حرف نزدم برای این المپیک بود دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.

*از فدراسیون با شما تماس گرفتند؟

جالب اینجاست که یک عده که تا حالا علیه من موضع می گرفتند حالا به من زنگ می زنند و علیه او موضع می گیرند. می گویند او دیکتاتور است و حرف حرف خودش است. از آن طرف هم علیه من موضع می گیرند. اینجا برای من جای تعجب دارد. من اصلا توقعی ندارم به من زنگ بزنند.

*یک نفر در شورای فنی روبه روی او نمی ایستد؟

شورای فنی را فدراسیون انتخاب می کند، رئیس فدراسیون خودش است. سرمربی خودش است، می گوید این است، آنها هم به احترام او می گویند درست است.

*نظر علیرضا رضایی چیست؟ ما با او صحبت کردیم می گوید تا 15 روز مانده به اعزام هنوز مشخص نیست چه کسی می رود.

الان چطور یک ماه مانده به المپیک اسامی را اعلام کردند؟ فقط به خاطر من است. می خواهد من را بکوبد.

*مشکل شخصی دارد؟

شما روند یک سال پیش تا الان را نگاه کنید فقط علیه من است. یک بار نشده به نفع من حرف بزند. خدا خودش شاهد است که از نظر روحی روانی چقدر من را اذیت کرده. فقط قصدش این است که من بگذارم بروم. یک جوری تبعیض قائل می شود  و برخورد می کند که من بروم. من اعصابم بهم می ریزد به خانواده ام زنگ می زنم می گویم. آنها می گویند تو به خاطر المپیک صبر کردی این هم رویش،  بالاخره آخرش چی؟

*می خواهد شما را بکوبد یا می خواهد برای کمیل قاسمی کار ویژه ای انجام بدهد؟

الان می گوید سطح ارمنستان زیاد خوب نبود نمی توانستیم از آنجا انتخاب کنیم. ایرادی ندارد سطحش خوب نبود، ولی در همان سطح من اول شدم، آن کسی که او می خواهد در مسابقه اول اوت شد. چرا این را نمی گویی؟ چقدر تو به من ظلم کردی؟ ولی چوب خدا صدا ندارد من به خدا سپردم و امیدوارم خودش جواب بدهد. من جز خدا کسی را ندارم. همان آقای رضایی بود که به خاطر من استعفا داد. از زبان او علیه من مصاحبه کردند. تو چرا جرات نداری بیایی جواب مردم را بدهی؟ من الان 5سال است شب و روز با اینها زندگی می کنم. کسی که مسلمان است و اعتقادی دارد یا اصلا مسلمان نیست، وجدان که دارد. عذاب وجدان آدم را می کشد. با زندگی من بازی کرده. من 8سال است از خانواده ام دور است در یک خانه تک و تنها زندگی می کنم و فقط تمرین می روم به این امید که به المپیک بروم و مدال بگیرم. همه زحمت های خانواده ام را به باد فنا داده. نفر دوم جام تختی یا نفر سومش را می آورد، من می گفتم عیبی ندارد او حقش است. این آمده کمیل قاسمی را یک جوری وارد کرده که مشخص است می خواهد چه کند.

 

انتهای پیام/